
در مقاله قبلی گفته بودم که در باره شرکتهای برتر عرضه کننده ERP در جهان صحبت خواهم کرد، که به این مسئله در بخش های آینده خواهم پرداخت. چند ماه قبل گزارشی از بازار ERP به نام «گزارش سال 2010 ERP» که توسط شرکت پانوراما تهیّه شده است را ترجمه کرده بودم که متاسفانه فرصت نشد در وبلاگ قرار دهم تا پژوهشگران و علاقه مندان به ERP از آمارهای ارائه شده در آن استفاده کنند. در چند مقاله کوتاهی که در ادامه این مقاله در زمینه وضعیت بازار ERP می نویسم از این آمارها بیشترین استفاده را برده و در قسمت های آخر پس از ویرایش گزارش ترجمه شده آن را به صورت فایل PDF در اختیار شما قرار می دهم.
تاریخ انتشار: 1389/11/15
نویسنده : عماد احمدی پور
شیوه های فعلی پیاده سازی ERP در جهان
مزیت اصلی ای که پیاده سازی ERP برای سازمان های دچار مشکل دارد، ایجاد تغییرات عمیق در فرایندهای کسب و کار است. اینگونه شرکت ها معمولاً نمی توانند هزینه های خود را کاهش دهند، اگر در چنین سازمانی اتوماسیون اداری پیاده شود سرعت فرایندها و سود دهی شرکت تغییر چندانی نمی کند، مدیران سازمان نمی توانند به اجرای شیوه هایی مانند تولید به هنگام، منحنی یادگیری ، هزینه یابی هدف و … برای حذف فعالیت های فاقد ارزش افزوده و افزایش تولید امید داشته باشند. اما ERP تغییرات بنیادینی در فعالیتهای سازمان بوجود می آورد و تنها تفاوتی که بین سازمانهای پیاده کننده ERP وجود دارد مقدار مطابقت سازمانها با سیستم ERP پیاده شده در سازمان است. از این جهت سازمانها ی پیاده کننده ERP مطابق جدول زیر به چهار دسته تقسیم می شوند:
| 8.8% | تغییر فرایندهای کسب و کار از ERP مستقل است، بعد از تغییر فرایندها، نرم افزار انتخاب شده و پیکربندی می شود تا با فرایندهای جدید مطابق شود |
| 41.9% | تغییر فرایندهای کسب و کار در جهت مطابقت با عملکرد ERP است |
| 27% | تغییر یا سفارشی سازی عملکرد ERP برای مطابقت با فرایندهای جاری کسب و کار است |
| 22.3% | تمرکز روی فرایندهای کسب و کار خیلی کم است یا اصلاً وجود ندارد |
در بین چهار حالتی که در جدول بالا آورده شده نمی توان هیچ یک از روش ها را کاملاً درست یا نادرست نامید چونکه با توجه به صنعت و شرایط محیطی سازمان، هر یک از روش های فوق می تواند به جا باشد؛ اما در مورد ضعف های روش های بالا می توان گفت که در حالت مطابقت دادن ERP با عملکرد سازمان که 27% پیاده سازی ها را شامل می شود مشکل اصلی سازمان که تغییر روندهای کاری فعلی است حل نمی شود و شرکت نمی تواند عملیات خود را با استانداردهای مطابقت دهد. از سوی دیگر جنبه مثبتش این است که این شیوه پیاده سازی باعث حفظ مزیت رقابتی سازمان می شود؛ مزیت رقابتی آن جنبه از سازمان است که آن را از رقبا متمایز می کند. 22.3% از سازمانها فقط به افزایش سرعت کار توسط پیاده سازی ERP می اندیشند و نسبت به دلیل اصلی عرضه سیستم های ERP یعنی به روزرسانی عملکرد بی تفاوتند. اما در این میان اکثر شرکتها فرایندهای خود را جهت تطبیق با ERP تغییر می دهند که بیشترین تنش ها در این شیوه وجود دارد و نیاز به مدیریت قوی در زمان تغییر وجود دارد؛ چونکه بیشترین فشارها مستقیماً به کارکنان وارد می شود. یکی دیگر از شیوه های پیاده سازی که 9% پیاده سازی ها را شامل می شود به این صورت است که فرایندهای کسب و کار سازمان را شناسایی و مستقل از ERP تغییر می دهند، پس از آن نرم افزار را انتخاب یا پیکر بندی می کنند تا با فرایندهای جدید مطابقت پیدا کند. تا حدّی، برای شرکتهایی سودمند است که بصورت مستقل از نرم افزار، مدلهای عملکردی و فرایندهای تجاری آینده را تعیین کنند؛ بنابراین آنها می توانند فرصتهای مبتکرانه ای پیدا کنند که قدرت پیشرفت در کسب و کار را به آنها بدهد. مدیریت تغییر سازمانی، برای معین کردن فرایندهایی که برای شرکت مطلوبیت بیشتری دارند بسیار ضروری است و این کار بدست مدیران پروژه برای تطبیق تغییرات کارکنان در جهت تغییرات تکنولوژی انجام می گیرد.
ERP در سالهای 1970 تا 1980
در این دوره سیستم های کامپیوتری پیشرفت بیشتری کردند و بطور موازی با آنها کاربرد سیستم های MRP در سازمانها افزلیش یافت. دوران فوق دوران ظهور MRP های حلقه بسته[1] بود و کم کم دامنه سیستم های برنامه ریزی از برنامه ریزی برای مواد اولیه به سایر بخش های مرتبط با تولید گسترش می یافت. یکی از دلایل رشد سیستم های MRP در بخش های تولیدی سازمان نیازهای اطلاعاتی در این دوران بود که با افزایش رقابت در کسب و کار توسط سیتم های جدیدتر برطرف می شد.
[1] Closed-Loop MRP
دستهبندیشده در: معرفیERP، پیاده سازی ERP | برچسبها: پیاده سازی ERP | بیان دیدگاه »

